+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
هرچند که از آینه بی رنگ تر است این ساز ، شکسته اش خوش آهنگ تر است ... هر چند شاخههای ز طوفان شکسته اند
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بی نوای ما را ای عشق ؛
هر چند شعله های به ظاهرفسرده اند
روزیخوران سفره عشق اند تا ابد
ای زندگان خاک ، مگویید مرده اند
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
سلام حرفی خاصی نیست ،جز بازگشت اینهم چند خط دست نوشته های دل دیونه من خيلي وقته روي لبهات نمي بينم كه بخندي مي گي آره غصه دارم دل من واسه چي تنگي؟ بغض كهنه تو چشاته،حس باريدن نداره مي گي دل شكستن من ماه من ديدن نداره تو توي خودت شكستي بت نگفتم و شكستم قسمتم شايد تو بودي كه تا امروز دل نبستم دوس دارم اگه بذاري بكشم دس روي چشمات دوس دارم كه جون بگيره غزلم تو نفسهات تو هموني كه تو يك شب رخنه كردي توي خوابم تو لالائيات مي گفتي گل خشكي تو سرابم پست دستمو گزيدم انگار خواب نما شدي باز بيا تا به هم ببنديم پرامونو توي پرواز مي برم سفر يه روزي تو را با دل شكستت تو را با اون كوله بار پر غصه دار و خستت
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |

گفتن لحظه آخرواسه من هنوز سواله

دیدن دباره تو فقط تو خواب و خیاله![]()


لحظه های آخرتو، توی قلب من می مونه ![]()


هیچکی مثل تو بلد نیست ،دلما بسوزونه


بدون بعد رفتن تو روز شب واسم سیاهه![]()


می دونم بر نمیگردی اما باز، چشمام براهه![]()


جای پات، بروی قلبم ،هنوزم تازگی داره![]()


نه باور نمیشه میگم که منا دوسم نداره![]()


قول میدم ، وقتی نیستی عکستا بغل نگیرم![]()


قول میدم روزی هزار بار واسه اشکات نمیرم![]()


قول میدم وقتی نیستی پای عشقت تو نسوزم![]()


قول میدم در انتظارت ، چشماما به، در ندوزم


حالا دیگه گل خشکت ازت تنها یادگاره![]()


منتظر به رات میمونم تا تو برگردی دباره دباره دباره


باور کن باور کن که بدون تومی میرم ![]()


بی تو تنهام خوب میدونی که، تو غصهام اسیرم![]()


َُِبِِزیرخاکم هنوز نرفتی ازخیال من![]()


غصه نخور، سیاه نپوش، گریه نکن ، برای من![]()


دیگه فقط ارزومه بارون بباره روتنم![]()


دباره لحظه ها سپرد منا به باد رفتنم


بارون می باره و تو را دباره پیشم میبینم![]()


اشک تو چشمام حلقه میشه دباره تنها میشینم![]()


قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من ![]()


شبای جمعه که میگم بیای سر مزار من ![]()



َُِبِِزیرخاکم هنوز نرفتی ازخیال من![]()



غصه نخور، سیاه نپوش، گریه نکن ، برای من![]()


دیگه فقط ارزومه بارون بباره رو تنم![]()



دباره لحظه ها سپرد منا به باد رفتنم ![]()



سهم من تو دوری تو لحظهای بی کسی![]()


قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم


پائیز غریب بی رحم![]()


اون همه برگ مگه کم بود ![]()



گل منا چرا چیدی ![]()



گل من دنیایییییییییی من بودددددددددددددددد![]()


تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سر وقت ایی که نیستم در استانه ی مرگ که زندان زندگی است تهمت به خویشتن نتوان زد که ریستم پیداست که از گلوب سر شکم که من چون گل یک روز خنده کردم و عمری گر یستم
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
کی ،می دونه این همه دل تنگی را کی ،می دونه این شعر دلتنگی را این هم شعر سومم امیدوارم به دلتون بشینه 


من ،قرارو تاب ندارم 
تو به من بَد کردی، جونم 
توی این سایه ی، بی ماه 
پیش توباید بمونم 
حالا این جوری رسیدیم 
من وتو، به خواسته هامون 
من و تو مُردیم، توی آرزوهامون
ما و،حسرت دلامون
من وتو تنها گذاشتیم 
ُگلایِ سرخا ،توی باغچه
کاش گلا رو کاشته بودیم 
پیش شمعدونی تو باغچه
گفته بودی نمیزارم
تنهایی آروم بگیری
من باید تورا می دیدم
توی شبای کویری
فکر میکردم که یه خوابه 
تو،روشونم سرگذاشتی
پاشو برگرد من می مونم
توسرت روبرنداشتی
تو واسه همیشه رفتی و
من تنهای تنهام






+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
این هم شعری که قولش بهتون دادم بودم یکی دیگه از شعرهای خودم 





برای فرشته گفتم 






ذکر خیر خوبیاتا




عزیزم حیف که تو نیستی 




از تو مونده عکس چشمات 




کاش می موندی میگریستی




خواب دیدم روشونه من 




بوی یاس می دادی انگار




تو رو بخاطر سپردم




عزیزم گریه نمی ذاش 




که برم عقب تر از تو




انگاری یه عمره رفتی




دس کشیدم به سر تو 




صورت ماهتو کردم




غرق بوسه های اخر




چرا اون رفیق تنهام 




بی صدا شد گل پر پر




بهت میگفتم نازک من 




پاشو رفتن حالا زوده






نمی خوام مث هر بار 




بگی قسمت تو بوده




کاش ميشد عشق را تفسير کرد
خوابه چشمان تو را تعبير کرد کاش ميشد
همچون گلها ساده بود سادگی را با تو عالمگير کرد
کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد
کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد
می دونم می خوای بری منو تنها بذاری می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری می دونم خسته شدی 
مرغ پر بسته شدی دیگه تو بال و پری واسه پرواز نداری
می دونم دست تو نیست رفتن و پر زدنت آخه اگه با تو بود من بودم همسفرت
می دونی اشکای من مث بارون می بارن آخه تو که نباشی دیگه مانع ندارن
ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ 
وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا آخر دنيا باهاتم
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
این شعر از ........ مي خواي بري مي خواي بمون مي خواي بخون مي خواي نخون حوصله بازي ندارم مثل تو ديگه فرصت مي خوام خودم باشم و من برو كه از تو بريدم فقط نامرديتو ديدم تو رو راس نبودي با من زيرسايم بودي اون روز










من ديگه حرفي ندارم
منو كشيدي رولبات
دفتر عشقمو پس بده
قصه سازي ندارم
برو كه توي عاشقي
من واست بودم يه آينه
حالا تاريكه تو آينه


+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
سلام اي بي وفا ، اي بي ترحم سلام اي خنجر حرفاي مردم سلام اي آشنا با رنگ خونم سلام اي دشمن زيباي جونم بازم نامه مي دم با سطر قرمز آخه اين بار شده من با تو هرگز نمي خوام حالتو حتي بدونم تعجب مي كني آره همونم هموني كه زموني قلبشو باخت همون كه از تو يك بت ، يك خدا ساخت هموني كه برات هر لحظه مي مرد كه ذكر نامتو بي جون نمي برد همونم كه مي گفتم نازنينم بميرم اما اشكاتو نبينم همون كه دست تو ، مهر لباش بود اگه زانو نمي زد غم باهاش بود حالا آروم نشستم روي زانوم تعجب مي كني آره عجيبه مي خوام دور شم ازت خيلي غريبه خيال كردي هميشه زير پاتم ؟ با اين نامرديت بازم باهاتم ؟ برات كافي نبود حتي جوونيم تموم شد آره گم شد مهربونيم ديگه هر چي كشيد م بسه بی معرفتی نکنی بدون یادگاری بری ها



+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد چشم سیاهی
قبله گاه منو روی نمازم
وقتیکه مثل شراب مست مستم میکنی
عاشق عشق میشم می پرستم میکنی
وقتیکه به من میگی جون من بسته به جونت
منو آروم میکنه اون صدای مهربونت
نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی
خراب و ویرونه میشی
بتی که داغونه میشم
ابری که گریونه میشم وای
نمیدونم که چرا دوباره دیوونه میشی
دوباره دیوونه میشم
دوباره دیوونه میشی
دوباره دیوونه میشم
دل غمگین منو باز تو آروم میکنی
میشکنه طلسم غم
آخه جادوم میکنی
وقتیکه تو بد میشی باز می بینم
دنیا رو سرم خرابه
می بینم که باز دارم دق میکنم
همه چیم نقش بر آبه
اما تامیخوام برم گریه کنون
سر به دیوارا بکوبم
باز به دادم میرسی به من میگی
عشقمی تو خوب خوبم
باز میگم عزیز من پا رو قلبم نمیذاره
مهربونه با منو اشکمو در نمیاره
روزهای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ
روزهای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه
دلها پاییزه
بارون قحطی از ابر می ریزه
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |
بی وفایی جواب ندار ه دل شکستن جواب نداره خرد شدن ادما صدا نداره بر باد سردی گذشتم تو نگا ه کردی من از
من مثل یک ارزو در کنار همه ارزو های تو
کنار تو گذشتم
+ نوشته شده در ساعت توسط کاظم |